دورها در طورها دور از كمال و نقـص ما

بيدلي ها كرد خواهد بعد بيدل شخـص ما

روز و شب آبستن خورشيد و ماه و انجم است

گر نمي‌بيني جنين از چشم نامحرم گم است

پاي كوبان مي‌رسند از پي سراندازان دهـر

از چراغ چشم دلجويان چراغانيست شهـر

رستني‌ها رستمنــد و سايــه‌ها اسفنديــار

سر و بيد باغ و بستان شهرزاد و شهريار

قصه باران هزار و يكشب و شهنامه‌هاست

تيرها آه جگر سوز است و پيكان خامه‌هاست

هاديا سر كن هدا صحراي امكان پيش روست

بار بايد بست از اين منزل بيابان پيش روست

اي شترها كش خرام از هي هي و هيهاي تو

در طنيــن در اين بيابــان تا ابــد آواي تو