عنان باز پيچان نفس از حرام                        به مردي ز رستم گذشتند و سام

پيشكش آستان رفتگري كه با دست تهي چشم سير دارد و در آستين معرفت اكسير دارد

تقديم به جناب رسول نوري

سلام و رحمت رحمان رسول نوري را

كه وانهاد به نادان جهان صوري را

ز جيفه رست اگر نفس آدمي  مَلَك است

به زشت ديو چه نسبت نكوي حوري را

حرام ما ضرر است و حلال ما هدر است

جريده باش و فرو هل به جز ضروري را

زدور و دير مرنج و به قطع منزل كوش

سبك بر آي و مبر بار دير و دوري را

رسول نوري فرزانه را هزار درود

كه با بهشت بصيرت بهشت كوري را