تقديم به سلمان فارسي و آتاي بزرگ ايل دده گور گود

 

تقديم به نگاهبانان آتش مقدس، آتورپادان اسلام محمدي ، پارسايان پارسي تركان پارسيگو دده گور گود سلمان ترك بود و سلمان دده گور گود پارس ، فتح الفتوح و پل و زنجير افسانه است پارسيان و تركان بامدادان به كُرخواني كُران محمدي بر تاريكي و بدي تاختند تركتازي ترك و تازي نمي‌شناسد. سياست ديگر است و دیانت دیگر است ديانت نور است و سياست كور است. سلام سلمان ما همه سلمانيم برادريم و مسلمانيم

مو سلمانم تو سلماني مسلمانم مسلماني سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت يعني چه؟ چه ميگويند ناباكان چه ميداني؟

 

صبح نخست  سر چوزد از مشرق، بانوي غرب زهره زهرا بود

آتاي پير ايل دده گور گود ، سلمان ترك عازم صحرا بود

اسبان اژكهن يله در ايلخي، آتا به فكرخان صف آرا بود

بي باره كاستند سوارانش ، بي اسب و مرد جنگ مدارا بود

قرب هزار سال در اين عرصه هنگامه سكندر و دارا بود

حكم پياده پيش سوار ايدل حكم نبرد شيشه و خارا بود

بايد شد و ز باديه اسب آورد، جولان جهل و جور و مجارا بود

روزي كه هور بر شود از مغرب بايد به زير گنبد خضرا بود

آتاي پير ايل دده گور گود، اوزان خلق كاري و كارا بود

با اسب و نور و نائره برگشت او، جز وي كه را شجاعت و يارا بود

سلمان پير ترك اوزون آتا سوغات دين و اسب دلارا بود