صاحب بزم عزاست هستی مطلق 

حوصله کن چاره چیست بلبل عاشق

راغ شود صبحدم باغ شقایق

بوی بلا بشنو از قافله شوق

باش که طوفانی است باد موافق

چشم مداری که هست صبح دروغین

بوکه زند سر سپیده صافی و صادق

خیز برادر برآر سر که بگیریم

دامن این بحر باژگونه ازرق

خیز صبوحی کنیم تا که برآید

ساقی خاور به دست جام مروق

حوصله کن تا به جام خون نخورت لَت

بلکه خسان نشنوند هو هوو حق حق

غرق محیط عزاست مطلق هستی

صاحب بزم عزاست هستی مطلق