آفرين و سلام: وارث باربد و نكيسا و سركش و سركب خلف موصلي و زرياب دوده دار خانگاه رودكي چنگ زن و مولاناي ني‌نواز و حافظ خوش‌نوا يادگار خاندان هنر ميراز علي اكبر و آقا حسينقلي و ميرزا عبدالله و درويش و شهنازي و عبادي استاد مسلم تار نوازنده شيرينكار فرهنگ شريف.

 

خنياگر روزگار فرهنگ شريف

آزاده و چيره دست و استاد و ظريف

آن زخمه كه مي‌زني تو ما را مرهم

آن نغمه كه سركني توجان را تشريف

درويشي و شهنازي و ني‌داودي

در زير و بم رديف و ضرب تصنيف

دستان تو مخلصين و مضراب اژدر

اوج تو مفرح و فرود تو لطيف

فرهنگ به فر و هنگي و كش آهنگ

آسوده ز زير و زار و دور از تحريف

اي آرش گير و دار و اي رستم تار

گردي تو و پهلوان نبايست نهيف

بردار سر از فراش بيماري و ضعف

مردي تو و ما تو را نخواهيم ضعيف

آن نرد كه ميزدي تو برجاست هنوز

افتاده به دستخونم اي كهنه حريف

در پرده نغمه‌زار ما راز بسي است

يعني به شتا ربيع و در صيف خريف

برخيز و نت و نواي هفت آوا را

از نو بنما به نوع ديگر تأليف

اي لايق آفرين فرهنگستان

خنياگر روزگار فرهنگ شريف